چرا حملات داعش در ایران افزایش یافته است؟
چرا حملات داعش در ایران افزایش یافته است؟
انفجارهای انتحاری دوگانه در کرمان بار دیگر آسیبپذیری ساختار امنیتی ایران نسبت به عملیات تروریستی در داخل خاک ایران را به نمایش گذاشت؛ اتفاقی سنگین که بر اساس رصد موضعگیریها، هضم آن برای جامعه ایران دشوار است. بار دیگر معلوم شد که ادعای حکومت ایران در توجیه مداخلات منطقهای بر اساس مقابله با ناامنیها در خارج از مرزها بیاساس است.مقامات سیاسی، امنیتی و نظامی جمهوریاسلامی ایران استدلال میکردند که تقابل با داعش اجتنابناپذیر است و برای خنثی کردن تهاجم آنها باید در خارج از مرزهای ایران با آنها جنگید. اما بعد از گذشت سالها روشن شد که داعش برنامهای برای انجام عملیات در داخل خاک ایران در سالهای اولیه بعد از تشکیل خلافت نداشت.اگرچه در چارچوب گفتمانی و سیاسی داعش، شیعه و تمدن ایران خصم آشتیناپذیر محسوب میشد اما آنها به دلایلی تصمیم گرفتند در سالهای اوج قدرت خود با حکومت ایران در داخل قلمرو سرزمینی عراق و سوریه درگیر شوند.تغییر محدود و کمدامنه این راهبرد در سال ۱۳۹۶ رخ داد که دو گروه از اعضای وابسته به داعش به ساختمان مجلس شورای اسلامی و مرقد آیتالله خمینی حمله کردند. این حمله بعد از بمبگذاریهای داعش در شهرهای لندن و منچستر بود.
دو هفته قبل از این «حملات ترویستی» که به کشته شدن ۲۲ نفر انجامید، «ابومحمد عدنانی»، سخنگوی وقت داعش در شبکهٔ اجتماعی مجازی توئیتر نوشت: «مهیا شوید، آماده باشید!».پس از آن داعش مسئولیت حمله مسلحانه به رژه نیروهای مسلح در اهواز (۱۳۹۷) و دو نوبت حمله به شاهچراغ شیراز (۱۴۰۱ و ۱۴۰۲) را به عهده گرفت که تقریباً ۴۰ نفر تلفات انسانی داشت. اما تازهترین حمله تروریستی داعش در داخل خاک ایران به لحاظ شیوه و ابعاد تفاوت چشمگیری داشت. چهار حمله قبلی حالت انتحاری و بمبگذاری نداشته، به صورت حمله مسلحانه انجام شدند. همچنین دامنه آنها محدود بود جمهورى اسلامى ايران و کل نیروهای کشته شده غیرنظامی آنها سرجمع معادل نیمی از شمار جانباختگان مشابه کرمان است.این اتفاق زنگ خطر را به صدا در آورده که اولاً چرخه زمانی عملیات داعش در داخل خاک ایران کوتاهتر شده و شدت تخریب آن نیز بیشتر شدهاست. سازماندهی نیز از حالت ساده و مبتنی بر الگوی «گرگ تنها» خارج شده و به سمت هماهنگی سازمانیافته بین هستههای نیمهمستقل متشکل تحول پیدا کرده است. عملیاتهای قبلی در سطح فنی ابتدایی بوده و تقریباً توسط نیروهای آماتور طراحی و اجرا شده بود اما «حادثه تروریستی» کرمان از پیچیدگی برخوردار بود.گسترش حملات تروریستی و خشونت شنیع داعش در داخل ایران از دو سو قابل توجه است.
اکنون کشتار شیعیان در داخل کشوری که محوریت شیعیان در دنیا در پنج قرن گذشته بوده است، جدیتر در دستور کار داعش قرار گرفتهاست. در تنگنا قرار گرفتن داعش در افغانستان، عراق و سوریه باعث شده تا انجام عملیات در کشورها و مناطق دیگر مورد توجه قرار بگیرد. در این میان رشد شاخه خراسان در داعش نیز در افزایش توجه به ایران اثرگذار بوده است.شاخه خراسان داعش بیشترین تضاد با شیعیان و ایرانیها را داشته و انگیزه بیشتری برای بیثباتسازی و الحاق مناطق شمال شرقی ایران به خلافت مورد نظر در خراسان بزرگ دارد. این گروه از قساوت و بیرحمی بیشتری نیز برخوردار است. از این رو داعش افزایش تنش در خاورمیانه بعد از جنگ غزه را فرصت مغتنم برای انتقامگیری از قاسم سلیمانی و غافلگیری جمهوریاسلامی ايران به شمار آورد. رفتار داعش نشان میدهد که از دید آنها، شر شیعیان و جمهوریاسلامی از یهودیها و دولت اسرائیل بیشتر است.اما از سوی دیگر ناتوانی و ذهنیت نادرست حاکم بر دستگاه امنیتی ایران نیز کشور را نسبت به حملات تروریستی آسیبپذیر کرده است. مواجهه با «گروههای تروریست» دشواری خودش را دارد اما یک نظام امنیتی توانمند بعد از تکرار «عملیاتهای تروریستی» میتواند بازدارندگی مؤثر ایجاد کند و اتفاقات ضدامنیتی را یا متوقف کرده و یا با کاهش دامنه تخریب مهار کند.


0 Comments: