چرا مردم ایران در برابر «مسئلهٔ فلسطین» سکوت کردهاند؟
یک ماه پس از حملهٔ ناگهانی و مرگبار نیروهای شبهنظامی حماس علیه اسرائیل که بار دیگر جنگی را میان اسرائیل و حماس در غزه به راه انداخت، این مسئله بیش از هر زمان دیگری در ایران مطرح شده که چرا ایرانیان آنطور که مورد انتظار حکومت است، از فلسطینیان حمایت نمیکنند.در هفتههای اخیر، هزاران نفر در کشورهای غربی با برگزاری تظاهرات و راهپیماییهایی خواستار توقف جنگ در غزه شدهاند و کشته شدن غیرنظامیان ازجمله کودکان را محکوم کردهاند.
«بیتفاوتی» مردم ایران نسبت به جنگ جاری.
در فضای سیاسی و رسانهای بسته داخل ایران، برخی چهرههای سیاسی و رسانهها این عدم حمایت مستقل ایرانیان از فلسطینیها را تأیید کردهاند؛ هر چند که همزمان برای مصون ماندن از گزند حکومت، تلاش کردهاند این موضوع را با چاشنی غلیظ اسرائیلستیزی مطرح کنند.برای نمونه، وبسایت اعتمادآنلاین وابسته به روزنامه اصلاحطلب اعتماد در مطلبی با عنوان «چرا تهرانیها مانند مردم پاریس، استانبول و لندن برای غزه تظاهرات برپا نکردند؟»، ضمن حمله به «براندازان» جمهوری اسلامی، مدعی شده که اکثریت مردم ایران همچنان حامی فلسطینیان هستند.این رسانه نوشته که اگر مردم ایران همچون مردم دیگر کشورها، برای حمایت از فلسطینیها به خیابانها نمیآیند، دلیلش این است که «خاطر مردم آسوده است که از رهبری تا مقامات دیگر حامی فلسطینیها هستند».اما قبل از این گزارش اعتماد، روزنامهٔ شرق بهنقل از کوروش احمدی، دیپلمات پیشین جمهوری اسلامی، صریحاً درباره «ما ایرانیان و مسئله فلسطین» نوشته بود که «بیتفاوتی مشهودترین واکنش اکثر ایرانیان به این بحران است».
تناقض «مستضعفان» در جمهوری اسلامی.
جمهوری اسلامی از ابتدای شکلگیری خود سیاستی ضدآمریکایی و ضداسرائیلی را در پیش گرفته و هزینههای بسیاری نیز برای تقابل با غرب و «نابودی» اسرائیل پرداخته است.مقامهای تهران مدعیاند که سیاست اسرائیلستیزی و حمایت از گروههای شبهنظامی نیابتی در منطقه براساس اصلی از قانون اساسی جمهوری اسلامی است که میگوید تنظیم سیاست خارجی كشور باید «بر اساس معیارهای اسلام، تعهد برادرانه نسبت به همهٔ مسلمانان و حمایت بیدریغ از مستضعفان جهان» باشد.اما شعار حکومت در «حمایت از مستضعفان» برای مردم داخل ایران شعاری بسیار آشناست و تجربه سازمانهایی که با این شعار در ایران پس از انقلاب تأسیس شد، نیات و مقاصد حکومت از این شعار را روشن کرد.برای نمونه، بنیاد مستضعفان انقلاب اسلامی که از اموال غصبشدهٔ گروههایی از مردم ایجاد شد، نه تنها آمارهای فقر و تبعیض را کاهش نداد، بلکه به یکی از کانونهای فساد مالی در ایران تبدیل شد.نمونهٔ دیگر سازمان بسیج مستضعفین که با نام نیروی مقاومت بسیج هم شناخته میشود، اکنون عملاً کارایی دیگری جز «سرکوب» منتقدان و مخالفان جمهوری اسلامی و مردم معترض عادی کوچه و بازار ندارد.
پایان جمهوری اسلامی، راهی برای حل مسئله فلسطین؟
جمهوری اسلامی از ابتدای استقرار خود با سرکوب شدید گروههای چپ، به گرایشی اسلامگرایانه در حمایت از «مسئله فلسطین» دامن زد. تزریق کمکهای مالی و نظامی گسترده به گروههای شبهنظامی منطقه ازجمله گروههای اسلامگرای فلسطینی به چیزی جز گسترش تروریسم و زادوولد گروههای تروریستی ختم نشده است.به عنوان آخرین نمونه از نتایج این حمایت جمهوری اسلامی، و همانطور که اخیراً هشتاد فعال سیاسی و مدنی در بیانیهای نوشتهاند، حماس در حملهٔ اخیرش علیه اسرائیل «مبارزۀ مشروع مردم فلسطین» را «به کژراهه تروریسم کور سوق داد».مردم معترض ایران در سلسله اعتراضات سالهای اخیر خود با شعارهایی چون «نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران» مخالفت خود را با این سیاست جمهوری اسلامی نشان دادهاند.نشریه کوریه انترناسیونال روز چهارشنبه ۱۷ آبان در گزارشی با عنوان «در ایران، مردم با حمایت رژیم از حماس مخالف هستند» نوشت که بخش بزرگی از جامعهٔ ایران بر این باورند که قدرت باید به جای مسئله فلسطین بر مسائل داخلی متمرکز شود.مردم ایران به دلیل تجربهٔ خود میدانند که ایدئولوژی جمهوری اسلامی با هرگونه مصالحه مخالف است و پیامد این رویکرد نیز چیزی جز انسداد سیاسی، تحریمها و سرکوب نیست.


0 Comments: